عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
مقدمهء مصحح 29
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
تواناست نه هر بنده ضعيف درمانده چه گويى كه كام خرد توختم * همه هرچه بايست آموختم يكى نغز بازى كند روزگار * كه بنشاندت پيش آموزگار بارى در اين انديشه محال بودم و ناخشنود از اينكه چرا اين كتاب هنوز به طبع نرسيده و اين عروس هنوز هر هفت كرده و آراسته و پيراسته به زيور چاپ نيامده ، غافل از اينكه « شايد كه چو وا بينى خير تو در اين باشد » و به تعبير زيباى قرآن كريم عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ « 1 » . قضيه آن است كه من منتظر چاپ كتاب بودم كه دوست معزز محترم جناب آقاى جهرمى از ميراث مكتوب با تلفن به من خبر دادند كه قسمت مربوط به وقايع سال 1316 ق يادداشتهاى ملك المورخين در مؤسسه محترم دايرة المعارف بزرگ اسلامى موجود است و آيا شما اين قسمت را ديده و در مجموعهء يادداشتها ملحوظ كردهايد يا اينكه بايد به مجموعه افزوده شود ؟ اين خبر مرا به فكر فرو برد زيرا سالها از جمع و تلفيق اوراق يادداشتها گذشته بود و من كه بر اثر مرور زمان و كهولت سن خاصه به علت بيمارى بلكه بيمارىهاى كهنه و نو از پا افتادهام به ياد نمىآوردم و وسيلهاى هم براى تحقيق نداشتم . زيرا نه نسخهء دومى داشتم كه مقابله كنم نه يادداشتهاى اين كتاب را ديگر در اختيار داشتم ، وانگهى اوراق يادداشتهاى ملك المورخين كجا و مؤسسه دايرة المعارف بزرگ كجا ؟ لاجرم از جناب جهرمى خواستم تا زيرا كسى از اين اوراق فراهم فرمايند و خوشبختانه به لطف و تفضل الهى و محبت عزيزان موسسه دايرة المعارف و ميراث مكتوب صورتى از اين اوراق به دستم رسيد و ديدم كه خط و انشا و مركب و سياق نگارش و قلم تحرير همان خط و مركب و سياق نوشتن و تحرير ملك المورخين است و جاى شك و شبههاى نيست . اما من وسيلهء تحقيق نداشتم لاجرم با وجود ناتوانى جسم و نارسايى چشم استنساخ كردم و به ميراث مكتوب فرستادم كه وسيله تحقيق و مقابله بيش از من دارند و نتيجه مقابله آن بود كه اين مطالب يعنى وقايع سال 1316 ق را من جز چند ورق آخر در دست نداشته و در كتاب نياوردهام و قرار شد كه اين مطالب در جاى خود قرار گيرد و عزيزان ميراث مكتوب اين زحمت را مثل
--> ( 1 ) . البقرة / 216 .